احمد بن محمد حسينى اردكانى

344

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

نمىگردد ؛ موجّه نيست ، زيرا كه ممانعت آب كه هيچ يبوست در آن نيست از آن اقوى است . و اگر كسى گويد : كه ممانعت آب به اعتبار كثافتى است كه از برد حادث شده است و عدم ممانعت نار به اعتبار رقيقيّت كه معلول حرّ است . مىگوييم : كه اين عين دليل ماست بر اين مدّعا ، كما لا يخفى . و در ضعف مثل آن قول است آنچه گفته‌اند كه غالب بر نار واقع در كورهء زجاج هواست ، و عدم احساس به ممانعت به اعتبار قلّت نار است چنان كه غبار مخلوط به هوا موجب ممانعت [ 282 ] نمىگردد به جهت آنكه قليل است . و وجه ضعف آن است كه اگر تمام آنچه در آن كوره موجود است نار نباشد غالب بر آن بالبديهه نار است و هر چه قابل احراق باشد و و اصل در آن هوا باشد دفعة محترق مىگردد . و شايد كه كسى تأمّل در منضودات عالم نمايد با آنچه مذكور شد به معونت حدس صائب يقين حاصل كند كه واجب در ترتيب عالم كون و فساد آن است كه جزء واقع در نزد مركز أبرد از باقى اجزاء واقعهء در آن عالم باشد ، و به اعتبار آنكه ابرد است اثقل و اكثف است و به جهت آنكه اكثف است ايبس است ، يعنى قبول تشكّل به عسر مىنمايد . و هر جزء كه از مركز دور و به محيط نزديك مىگردد از برودت به حرارت و از يبوست به رطوبت و از كثافت به رقّت و از ثقل به خفّت ميل مىكند تا آنكه جزئى كه مماسّ افلاك مىگردد از ساير أجزا أحرّ و أرطب است ، يعنى قبول اشكال را به سهولت مىنمايد . و از اين جهت گفته‌اند كه ارض قريب به مركز معادل در آن اثر نمىكند . فصل سوم در ذكر كون و فساد اوّلا ، مىگوييم كه صورت نوعيّه هر يك از اين عناصر مخالف صورت نوعيّهء ديگر است ، به دليل آنكه حيّز طبيعى هر يك از حيّز طبيعى ديگر جداست . و هيچ يك به حسب طبع در حيّز ديگرى قرار نمىگيرد . و كسى كه خواهد به حسب اختلاف در كيفيّات محسوسه اختلاف صور طبيعيّهء عناصر را اثبات نمايد ، ظاهر اين است كه به انجام نرساند ، زيرا كه در صورت واحده كيفيّات